ته تنهایی!

کوله بارم بر دوش!

سفری بی همراه!

گم شدن تا ته تنهایی محض!

سازکم با من گفت:

هر کجا لرزیدی از سفر

هرکجا ترسیدی

تو بگو از ته دل

"من خدا را دارم"!

من و سازم چندیست که فقط با اوییم!

زیر نوشت: این شعر رو خیلی دوست دارم !کاش میدونستم از کیه!

دیروز نوشت:دیروز شاگردم  گفت شما همیشه اینقدر اکتیو و خندون هستین ! در جوابش فقط لبخند زدم دیروز ریحانه گفت : خاله یکم بخند!خاله یکم...........

غم نوشت:امشب خیلی دلگیره!چرا واقعا؟؟شاید به خاطر اینکه یک ماه تموم مامانم رو نمیبینم! وای خداوندا به دادم برس!٣٠روز

راز نوشت:دچار باید بود! مگر نه زمزمه ی حیرت میان دو حرف حرام خواهد شد!

/ 65 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيلوفر

سلام فاطمه خانووووووووووم جااااااااااان نميخواي اپ كني؟؟؟؟ اخه منم كه اپم هم كه نمياي پيشم![ناراحت]

هنگامه

سلام بانو قصد بودن ندارید؟ گویا زیادی دچار شدی ها اینقدر که نیستی اصلا[نیشخند][زبان]

رویا

وبلاگ زیبایی داری[گل]

امیدوار

ای ماه نو ! که چون به کمال رسیدی ،خسوف تو را فرا گرفت و پنهان گشتی !

همقطاری

[گل]

شادی

سلام عزیزم کجایی گلم؟ کم پیدایی؟[ماچ][بغل]

یک پوپولیست

[گل][افسوس]